در مذمت و مدح نظریه‌پردازی

۱
چند ماه پیش دانش‌جویان رشته‌ی جامعه‌شناسی و ارتباطات در دانش‌گاهی که محل کارم است، می‌خواستند گردهم‌آیی‌یی برگزار کنند برای بررسی آرای آگوست کنت. فارغ از دیدگاه‌های این فیلسوف و اندیشه‌‌مند که صحبت در باره‌اش کار من نیست، به خاطر پیش‌گامی‌اش در سامان دادن به روی‌کرد نوین جامعه‌شناسی و طرح نظریه‌ی اثبات‌گرایی (پوزیتیویسم)، کار این دانش‌جویان فعالیتی مرتبط با حوزه‌ی علمی رشته‌شان بود. با این حال، به خاطر فریاد وا اسلاما و وا مصیبتای تنی چند از استادان و مدرسان که اتفاقا رشته‌ی هیچ کدام‌شان جامعه‌شناسی نبود، بساط این گردهم‌آیی به هم خورد. از انگیزه‌ی پنهانی که در آن اعتراض‌ها نهفته بود، اطمینان ندارم، اما حرف و حدیث‌شان این بود که این مردک اگر نظریه‌پرداز هم بوده، وقتی مروج اندیشه‌ی اومانیسم بوده، شایسته نیست در آن‌جای منزه حتا به بررسی نظرات‌اش بنشینند. خلاصه این که گور بابای نظریه‌‌پردازی‌اش!

۲
چند هفته‌یی از استعفای امام جمعه‌ی پیشین شیراز، آقای محی‌الدین حائری، می‌گذرد. از حرف و صحبت‌های متفرقه در باره‌ی چرایی استعفای او می‌گذرم و تنها به سخنی از خودش، نقل به مضمون، در توضیح این مسأله اکتفا می‌کنم: "برای نظریه‌پردازی در حوزه‌ی علوم انسانی از مسؤولیت کناره می‌گیرم."
این مرتبه نیز قضاوتی نمی‌کنم و نوشتن این چند خط بند دوم تنها به این خاطر است که بگویم چرا به یاد خاطره‌ی بند اول افتادم. حتما آن اساتید دعای خیر به جان آقای حائری خواهند کرد.

28 بهمن 1387







Entry Feed خوراك وب‌لاگ

هرگونه نقل قول از مطالب اين وب‌لاگ تنها با ذکر نشانی وب‌لاگ مجاز است.
نقل کامل يک مطلب تنها با اجازه‌ی نويسنده مجاز است.
خزه مسؤوليتی در قبال مطالب اين وب‌لاگ ندارد.